شمس الدين محمد كوسج

مقدمه 39

برزونامه ( بخش كهن ) ( فارسى )

ظاهرا ديگر جاى ترديد نيست كه اين شمس الدين محمّد كوسج گويندهء برزونامه است و از بيت پايان منظومه كه مىگويد : چو از رزم برزو بپرداختم * ز گودرز و پيران سخن ساختم برمىآيد كه وى از حماسه‌گويان بوده و علاوه بر سرگذشت برزو ، احتمالا داستان‌هاى ديگر حماسى را به نظم كشيده است . گفتنى است كه اين بيت بىشباهت به برخى از بيت‌هاى پايانى داستان‌هاى شاهنامه خاصه اين بيت بيژن و منيژه نيست : بدين كار بيژن سخن ساختم * به پيران و گودرز پرداختم ظاهرا همين بيت سبب گرديده است كه برخى از كاتبان شاهنامه اين داستان را بعد از بيژن و منيژه به شاهنامه الحاق كنند . ( رجوع شود به معرفى نسخه‌ها ) نگارنده نتوانست دربارهء شمس الدين محمّد اطلاعى به دست آورد امّا از طرز سخنش پيداست كه در قرن هشتم مىزيسته است . سبك و اسلوب بيان برزونامهء كهن استاد ذبيح اللّه صفا ، كه ظاهرا فقط نسخهء 1189 پاريس را در اختيار داشته است ، دربارهء سبك برزونامه مىنويسد : از مطالعه در برزونامه چنين برمىآيد كه داستان اصلى برزو ، يعنى داستان منثورى كه شاعر اساس كار خود كرد ، داستانى به تمام معنى حماسى و معادل داستان رستم بود . مرتبهء گويندهء آن در استادى بلافاصله پس از مقام اسدى است و اگر استحكام و متانت و دقت شديد اسدى را اندكى ناديده انگاريم بايد بگوييم كه اين داستان بنابر موازين حماسه‌سرايى و از لحاظ ترتيب ميدان‌هاى جنگ و تسلسل وقايع و وصف پهلوانان و استعمال كلمات و تركيبات حماسى از گرشاسپ‌نامهء اسدى بهتر و زيباتر است ، زيرا شاعر توانسته است روش فردوسى را در آنچه گفته‌ايم بهتر تعقيب كند و در بعضى موارد نيز به او برسد . خوانندهء برزونامه هنگام وصف برزو و جنگ‌ها و

--> كتابخانهء كمبريج ، كوسج را به اشتباه كويج ( Kavij ) خوانده است . حق به كلى با ايشان است . در فيلمى از اين كتاب كه در اختيار نگارنده است اين كلمه به وضوح كوسج خوانده مىشود . امّا با كمال تعجب آقاى سلمى شمس الدين محمّد را كاتب نسخه قلمداد كرده ( ص 33 ) حال آنكه كاتب جهانگير نام داشته است و « فى » در انجامهء كتاب را كه با ياى معكوس نوشته شده ، سيئه خوانده است . ( همانجا )